وقایع نگاری های یک آقای بد شانس

اصولا هیچ خوب نیست من  واسه اتفاق دیروز وقتی اینجوریم بنویسم ،یعنی وقتی  سرحالم .در هر صورت دیروز رو دور بدشانسی بودم و تا دلتون بخواد سرم اومد.از پاره شدن بند کیفم گرفته تا پیدا نکردن جایی برای گرفتن پیرینت یا خراب شدن دی وی دی رایترم،گم شدن ورقه هام سر کنفرانس تا خوردن شیر موز و یه مسمو میت کوچولو ...

در هر صورت به وقتش یه پست درباره دیروز مینویسم.چون یه چیزایی بود که میخواستم بگم،اما خب تو این حس و حال نتوان گفت.