| زندگی یعنی خیس کردن یک پوشک |
سلام من یک عدد علی میباشم که 8 سال را دارا میباشم.من یک عدد پدر اخمو دارم که خیلی خشن و قوی میباشد.آخر به تنهایی میتواند روزی چند بار مادرم را بزند و خسته نشود.ولی گاهی که از اینکار خسته میشود میرود یک گوشه و دست هایش را روی سرش میگذارد و گریه میکند.البته مادر میگوید پدر از اول اینجوری نبوده و وقتی سرکار میرفته خیلی مهربان تر بود.اما از وقتی کارخانه تعطیل شد و پدر بیکار خلقش تنگ و تنگ تنگ تر شد تا اینکه یه چیزی پیدا کرد که با آن بتواند دربیداری هم خواب ببیند.پدرم در یک کارخانه تولید پوشک بچه کار میکرد.مادر میگوید چون بدهی کارخانه زیاد بوده است کارخانه بسته شد.اما من میدانم بسته شدن کارخانه دلیل دیگری داشت و آن هم این است که بچه ها بزرگ میشوند و جیش کردن را یاد میگیرند.مثل خودم من.البته من فقط بعضی شبها اینکه جیش کردن را بلدم یادم میرود و جایم را خیس میکنم.ای کاش همه آدم کوچک ها و بزرگ ها هیچ وقت جیش کردن را یاد نمی گرفتند تا کارخانه پدر همیشه باز میماند و او میتوانست کار کند یا حداقل هیچ وقت آدم کوچک ها آدم بزرگ نمیشدن. من یک خواهر نیز دارم.او 16 سال را دارا میباشد .خواهر من در یک مدرسه شبانه درس میخواد.بنابر این شبها در خانه نیست و صبحا با قیافه خسته و پریشان میاید خانه و مستقیم میرود حمام.خواهر من خیلی خوشگل میباشد .این را خودم آن دفعه که در کوچه بودم از پسر های محل که داشتن باهم صحبت میکردن شنیدم.خواهر من خیلی خوب است برای من خیلی کادو میخرد .حتی آن دفعه یک توپ گنده خرید .توپش خیلی خوب بود و مثل توپ بچه های محله پلاستیکی نبود.من با توپ چهل تیکم کلی جلوی بچه محل ها پز در کردم.اما یک بار که بابا نمیتوانست در بیداری خواب ببیند عصبانی شد و آن را پاره کرد.من نمیدانم خواهرم این همه پول را از کجا می اورد.اما بعضی شبها که دیر به خانه می آید مرا بغل میکند و کلی گریه میکند و حرف های قشنگ از خودش میزند.میگوید یکروز من را از این خانه میبرد و آنروز همه چی درست میشود.خواهر من هم مثل مادرم نمیفهمد.مشکل با رفتن حل نمیشود.مشکل ما تنها اینست که آدم های کوچک بزرگ میشوند و خیلی چیزها یاد میگیرند مثل جیش کردن و بعد آن رفتارشان تغییر میکند.ای کاش همه کودک میماندیم و جیش کردن را یاد نمی گرفتیم.
پ.ن:بعد از خوندن این مطلب انقدر حرص خوردم که چرا نمیتونم بهتر بنویسم.یعنی تنها شیوه نگارشش فرق داره و الا نتونستم چندان توش نکته خنده دار بچپونم.به امید قلمی بهتر. پ.ن۲:نوشته شده در راستای خوندن این مطلب از رها. |